۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

گزارشات تكميلي از تداوم جنايات كوچي نماها پس از فرمان اخيركرزي

گزارشات تكميلي از تداوم جنايات كوچي نماها پس از فرمان اخيركرزي
1- ربودن اموال ومواشي مردم
براساس گزارش ديگر به تاريخ 31/4 كوچيها در يك اقدام ظالمانه ديگر بيش از دوصد راش مواشي سادات گرماب دايميرداد را پس از بستن دست و پاي چوپانش با خود برده اند. براساس برخي گزارشات ديگر صدهاراس گوسفند وگاو اهالي تنور در حصه اول بهسودرا نيز كوچيها در اين اواخر با خود برده اند.
2- چپاول اموال، تخريب مزارع وآتش زدن خانه هاي مردم
طبق اخبار واصله، كوچيها پس از فرمان كرزي مبني بربازگشت آنان نيز در مناطق مختلف بهسود و دايميرداد از چپاول اموال، تخريب مزارع و آتش زدن خانه هاي مردم محلي دست بر نداشته اند! كه قريه جات ذيل از جمله نمونه هاي تداوم سياست زمين سوخته كوچي نماهاي متجاوز است كه در اين چند روز اخير و پس از فرمان كرزي مورد اصابت سياست زمين سوخته كوچي نماها قرارگرفته است:
1- قل ولي، 2- سياگگ، 3- غوجارك 4- كاريزفولاد 5- بيخ كوه، 6- جوازسنگ، 7- قل نعمت، 8- سوخته، 9- قل راه، 10- زريافته 11_ قل ياسا12- ناري 13-چلم جاي 14- يورد بالا 15- يورد پايين 16- دوست قل 17- قريه جات دره تنوراز توابع ولسواليهاي دايميرداد و حصه اول بهسود.
3- تداوم و تشديد جنگ افروزي خشونت، و ارعاب از سوي افراد مسلح كوچي
با آنكه همزمان با صدور فرمان كرزي كوچيها مدعي آتش بس يكجانه از سوي جنگجويان خويش گرديده بودند ولي در عمل بر خلاف تمام ادعاهاي واهي و فريبنده خويش نه تنها به تجاوز و جنگ افروزي خويش پايان ندادند بلكه در مناطقي از تيزك،دايميرداد وحصه اول بهسود به تقويت نيروهاي جنگي و اكمالات نظامي خويش نيز پرداخته اند كه تاكنون عملا هرروز موجب جنگ و خونريزي و خشونت وارعاب بالاي ساكنان محلي گرديده اند.! بنا به گزارشهاي واصله كوچي نماهاي مسلح از ساعت 4 عصر پنج شنبه3/5 بر عليه مواضع نيروهاي دفاع مردمي در ساحات كوهستاني قل راه، چلم جاي، پاي نقط و اسپي بيد دست به تهاجم خونين زده اند كه درگيري ناشي از اين جنگ افروزي كوچي نماها نزديك به ده ساعت و تا نيمه اي شب جمعه 4/5 ادامه داشته است كه منجر به زخمي شدن حد اقل يك تن از مدافعان مردمي گرديده است. هرچند از جزئيات بيشتر اين درگيري خبري دقيق در دست نيست. طبق گفته اي برخي منابع در اثر اين يورش نظاميان كوچي، راه كابل- بهسود در ساحه چلم جاي در روز جمعه مسدود گزارش شده است.!
بر اساس همين گزارش درگيريهاي پراكنده در مناطق مچه قل، سرتنور واوچك نيز جريان دارد.
بنا به برخي گزارشات غير رسمي گفته مي شود مهاجمان كوچي از سمت هزارقاش نيز بالاي ساحه گردن ديوال و مناطق اطراف آن تحركات نظامي داشته است.
براساس برخي گزارشات دامنه اي درگيري روزشنبه در ساحات كوتل اوني نيز كشيده شده وراه كابل- بهسود مسدود مي باشد.
4 - درگير شدن كوچي نماهاي مسلح با نيروهاي دولتي
بر اساس گزارشات موثق نظاميان كوچي در ساحه دامن پيتاب دايميرداد روز جمعه 4سنبله بالاي نيروهاي پوليس ملي آتش گشوده اند كه از جزئيات تلفات و خسارات احتمالي اين آتش باري هنوز اطلاع دقيق گزارش نگرديده است، بر مبناي اين خبر پس از آنكه پوليس ملي به دستور مقام ولسوال ولسوالي دايميرداد روز جمعه 4/5 در اعتراض به چپاول اموال، تخريب مزارع و آتش زدن خانه هاي مردمان محلي توسط كوچي نماها در قريه جات قل ولي، سياگگ، بيخ كوه وجواز سنگ خواستار توقف جنايات و خروج كوچيها و مواشي آنان از قريه جات مذكور و بالاي مزارع مردم مي شوند كوچيهاي مسلح وخشن دست به اسلحه برده و اقدام به تير اندازي با انواع اسلحه سبك و نيمه سنگين بالاي مقامات امنيتي ولسوالي وافراد همراه آنان و پوليس ملي مي نمايد كه در نتيجه اي اين آتش افروزي كوچي نماها گفته مي شود يك عراده موتر پوليس به دست كوچيها افتاده و بعدا به آتش كشيده شده است، افراد پوليس و نيروهاي دولتي حاضر در اين ماجرا،از ترس تير اندازي كوچيهاي وحشي پس از يك ساعت درگيري پراكنده اقدام به فرار و عقب نشيني نموده وجان خويش را از مهلكه نجات بخشيده اند.!
بنا به گزارش واصله، كوچيها در همان حال بدون توجه به هشدار هاي نيروهاي امنيتي دولت و باتير اندازي شديداقدام به ربودن و اسارت تعدادي ازافراد محلي مي نمايند كه به دعوت ولسوال وقوماندان امنيه ولسوالي دايميرداد به حيث نماينده مردم وشاهد جنايات كوچيها و راهبر در تركيب اين هيئت اشتراك ورزيده بوده اند. گفته مي شود حد اقل چهارتن از اين افراد ملكي و سه تن از عساكر پوليس ملي كه توسط كوچي ها در اين ماجرا اسير شده بودند به دست آنان بي رحمانه و به فجيع ترين وجه به شهادت رسيده اند كه جنازه دوتن از عساكر شهيد به مقصد زادگاه شان(بدخشان) روز شنبه انتقال داده شده و اجساد بقيه شهدا توسط اردوي ملي در دايميرداد تحويل مردم گرديده است.
آنچه در اين ميان به گفته اي برخي تحليل گران، قابل تامل ودقت مي باشد آن است كه بيانيه اي سران كوچي مبني بر عدم تير اندازي از سوي افراد مسلح آنان پس از فرمان اخير حامدكرزي و تصميم كوچيها بر خروج از مناطق تحت اشغال، فريبي بيش نبوده كه از ديد ناظران آگاه، اين اقدام سران كوچي، صرفا حركت سياسي و سرپوشي برجنايات وحشيانه آنان به شمار مي رود، كه در واقع در سايه اي اين بيانيه وفرمان حامد كرزي، كوچيها وتحريك كنندگان اصلي آنان تلاش نمودند تاافكار عمومي را از جنايات مذبوحانه و اِعمال سياست زمين سوخته توسط جنگجويان شان در مناطق وسيعي از ولسواليهاي بهسود ودايميرداد منحرف سازند تادر فضاي ايجاد شده و با سوء استفاده ازخوشباوري افراد خام، فرصت جنايت و وحشيگري بيشتر براي خويش فراهم آورند.!
ستاد خبري واطلاع رساني موسسه علمي فرهنگي افق نوين
6/5/87

۱۳۸۷ مرداد ۹, چهارشنبه

آیا بی.بی.سی یک رسانه بیطرف است؟
حمید احمدی




  • من خود از زبان یکی از کارمندان بی بی سی شنیدم که وقتی بحران در اوج بود، در بهسود و دایمیرداد، خانه ها می سوخت و مواشی ها به غارت رفته بود، آنها پیشنهاد تهیه گزارشی در این باره را دادند؛ اما رییس دفتر بی بی سی کابل، آقای اسماعیل سعادت که خود به نظر می رسد از پشتون های افراطی باشد و زندگی چند ساله در غرب هنوز مدنیت را به وی نیاموزانده و زنگار قبیله گرایی و برتری طلبی را از روح وی نزدوده، می گوید که این مسآله ارزش خبری ندارد و گذشته از آن یک مسآله داخلی است و ما نباید به مسایل قومی دامن بزنیم.


سپردن بخش دری و پشتوی بی بی سی به پشتون ها هم بدون انگیزه نباشد. تا آنجا که بسیاری از کارمندان بخش دری را نیز پشتون ها تشکیل می دهند که با ادبیات زبان دری تا حد زیادی بیگانه اند.
بیطرفی اصل بسیار کلیدی و مهمی است که یکی از مبناهای اساسی ژورنالیزم امروز را تشکیل می دهد. بنابراین اصل، یک رسانه در تمام حوادث، درگیری ها، اختلافات، منازعات و جریان های سیاسی و خبری موظف به رعایت اصل بیطرفی و انتقال سالم، متعادل (بیلانس) و بیطرفانه اخبار جنگ و حوادث به مردم میباشد.


رسانه ها به طور کلی به دو دسته تقسیم میشوند: رسانه های وابسته یا دولتی و رسانه های غیر وابسته یا غیر دولتی بر همگان آشکار است که رسانه های از نوع اول معمولاً بلندگوهای تبلیغاتی دستگاه حاکم هستند که همیشه به تقدیس و تکریم اراکین حکومتی و یا نشر اخبار و مطالبی می پردازند که در راستای فریفتن مردم و کشاندن اذهان عمومی به سویی که دولتمداران می خواهند جهت دهی شده است. نمونه آن رسانه های دولتی ایران، صدای آمریکا و رادیو تلویزیون به ظاهر ملی افغانستان است.
و اما در این میان رادیوی بی بی سی چه جایگاهی دارد؟ آیا مردم افغانستان به این رسانه اعتماد دارند؟ راستی بی بی سی یک رسانه آزاد است یا حکومتی؟
بدون تردید بی بی سی در میان مردم افغانستان از جایگاه ویژه ای بر خوردار است. حضور نسبتاً گسترده و قدمت طولانی این رسانه در قضایای افغانستان،و همچنان اخبار دقیق و منظم این رسانه از حوادث کودتای داوود خان تا امروز اعتبار ویژه ای را نصیب این رسانه کرده است و بالاتر از آن معمولاً معیار قضاوت ها، و حتی برنامه ریزی های خورد و کلان اشخاص، شرکت ها، سازمان ها و حتی تصمیم گیری های دولت قرار می گیرد.
اما آیا واقعاً بی بی سی می تواند یک رسانه صد در صد بی طرف باشد؟ برای اطلاعتان باید بگویم که قسمت اعظم درآمد هنگفت و مصارف سرسام آور شبکه جهانی بی بی سی از طرق مالیات تلویزیونی مردم بریتانیا و از کانال وزارت خارجه تأمین می شود. یعنی وابستگی تام مالی به دولت بریتانیا.
حالا آیا باز هم میتوان گفت که بی بی سی صد در صد بی طرف است؟
نظریه ای است که می گوید: بی بی سی 99٪ خبر راست را نشر می کند که بتواند یک خبر دروغ را راست گونه جلوه داده منتشر کند. همیشه دقیق ترین اخبار با در نظر داشت اصل بی طرفی تهیه و نشر شود تا اعتماد عمومی و جهانی را به دست آورد و بعد در مسایل بسیار کلیدی و حساس با توجه به اعتبار از قبل به دست آمده بتواند اذهان عامه را به سویی که اربابانش می خواهد جلب کند و یا برعکس از سویی منحرف کند.
نمونه بارز آنرا می توان در تحریم پوشش خبری و سکوت مرگبار بی بی سی از حوادث تلخ و فاجعه بار حمله طالبان مسلح کوچی نما به بهسود و دایمیرداد به وضوح مشاهده کرد که در همنوایی با رادیو تلویزیون ملی و بیشتر رسانه های دولتی و یا قوم گرای فعال کنونی بی خانمان شدن بیش از 20000 خانواده بی دفاع روستایی بومی را نادیده گرفتند. حال آنکه چند هفته قبل به خاطر پوشش خبری آوارگان البرز که از فرط گرسنگی خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند و به نزدیکی مزار شریف پناه آورده بودند، از جانب نهادهای داخلی و بین المللی مدال های تقدیر دریافت کرد.
کشته و زخمی و اسیر شدن تعداد زیادی از باشندگان بومی آن مناطق از دید آنها ارزش خبری نداشت تا در برنامه های روزانه خود بگنجانند. من خود از زبان یکی از کارمندان بی بی سی شنیدم که وقتی بحران در اوج بود و در بهسود و دایمیرداد خانه ها می سوخت و مواشی ها به غارت رفته بود، آنها پیشنهاد تهیه گزارشی در این باره را دادند اما رییس دفتر بی بی سی کابل، آقای اسماعیل سعادت که خود به نظر می رسد از پشتون های افراطی باشد و زندگی چند ساله در غرب هنوز مدنیت را به وی نیاموزانده و زنگار قبیله گرایی و برتری طلبی را از روح وی نزدوده، می گوید که این مسآله ارزش خبری ندارد و گذشته از آن یک مسآله داخلی است و ما نباید به مسایل قومی دامن بزنیم.
حالا این سؤال مطرح می شود که اگر بی بی سی بی طرف است چکار دارد که این مسآله قومی است یا نه؟ مگر وقتی کسانی کشته یا آواره می شوند، وقتی صدها نیروی نظامی دولتی به منطقه اعزام می شوند خبر نیست؟ مگر بی بی سی به عنوان یک رسانه موظف به انعکاس خبر نیست؟ مگر قضاوت ها و پیامدهای اخلاقی به عهده شنونده ها و بیننده ها نیست؟
اگر در دور افتاده ترین روستاهای قندهار ، نورستان و پکتیا ، زابل و هلمند، از بینی یک پشتون خونی ریخته شود و یا تعدادی نظامی وابسته به طالبان کشته شود گوش فلک کر می شود که غیر نظامی کشته شد. اما لشکر کشی قومی توسط طالبان در لباس کوچی و پاکسازی قومی ارزش خبری ندارد. رنج بردن هزاران آواره از گرسنگی و بلاتکلیفی و برهنگی که کیلومترها را با پای برهنه از روی خارها و سنگ ها فرار کرده اند تصویری ندارد و صدایی ندارد که مردم دنیا علاقه مند به دیدن آن باشند و گوشهای آنها حوصله شنیدن آنرا داشته باشند.
عبور کاروان های بزرگ سلاحهای سبک و سنگین و مهمات طالبان را بر پشت شترهای کوچی ها که در اوج آزادی از آن سر کشور تا مرکز بدون هیچ ایستگاه بازرسی هیچ کس نمی بیند.
از اینجاست که بیطرفی بی بی سی زیر سؤال می رود و حکم یک بام و دو هوا را پیدا می کند. این عمل دور از انتظار و خلاف عرف ژورنالیزم بی بی سی در تبانی با دولت قوم گرای کنونی افغانستان و چراغ سبز دولت بریتانیا که پشتون ها برگ برنده آنها در منطقه محسوب می شود بوده باشد.
همینطور شاید سپردن بخش دری و پشتوی بی بی سی به پشتون ها هم بدون انگیزه نباشد. تا آنجا که بسیاری از کارمندان بخش دری را نیز پشتون ها تشکیل می دهند که با ادبیات زبان دری تا حد زیادی بیگانه اند.

۱۳۸۷ مرداد ۷, دوشنبه

آخرين گزارش ها از تداوم وحشيگري هاي طالبان كوچي، دربهسود




آخرين گزارش ها از تداوم وحشيگري هاي طالبان كوچي، دربهسود
براساس اخبار دريافتي ازولسوالي هاي بهسود، گفته مي شود روزشنبه29/4/87 درگيريهاي نسبتاشديد درمناطق مختلف ولسوالي هاي "حصه اول" و"حصه دوم" بهسودولايت ميدان، بين متجاوزان طرفدار كوچي و ساكنين محلي جريان داشته است كه تا شامگاه آنروز نيروهاي مردمي باشندگان اين مناطق، در قسمت مياني دره كجاب از توابع ولسوالي حصه دوم بهسود موفق به باز پس گيري بخش مهمي از مناطق تحت اشغال جنگجويان به ظاهر كوچي گرديده اند. طبق اين گزارش، "كوه نيلك"، "تُوبَگا" و قسمت عمده اي از منطقه "گرماب خالق" به دست پرتوان مدافعان مردم آزاد گرديده است. از تلفات احتمالي طرفين در اين محور گزارشي در دست نيست.
از سوي ديگر در بخشهاي از ولسوالي حصه اول بهسود به رغم انجام عمليات پيروزمندانه مدافعان مردمي درساعات اوليه صبح روز شنبه 29/4 كه درطي آن به آزادسازي برخي مناطق تحت اشغال مهاجمان كوچي دست يافته و توانسته بودنداشغالگران خشن كوچي را تا "چهارپخسه" و "اوچك" عقب برانند ولي باتوجه به بهره مندي دشمن از تسليحات و مهمات هنگفت و پشتيباني جنگجويان طالب والقاعده از آنان، در پي شدت گرفتن ضد حمله دشمن، نيروهاي مردمي دست به عقب نشيني ميزنند كه بنابه گزارشهاي واصله شب يكشنبه 30/4 دامنه اي جنگ در مناطقي از "چيلم جاي"، "سنگينگا"و "آب بند" نيز كشيده شده است كه تا لحظه مواصلت اين گزارش، مقاومت مردمي در اين مناطق به شدت ادامه داشته است.
بر اساس همين گزارش تاكنون شهادت سه تن و زخمي شدن يكتن ديگراز مدافعان مردمي در اين درگيري تاييد گرديده است كه پيكر برخي شهداي اين عمليات به شهركابل منتقل گرديده است. اسامي دوتن از شهدا به نام هاي "عالم معروف به حبيب" و "ظاهر" مشخص گرديده است اما از جزئيات بيشتر وآمار دقيق تلفات و خسارات احتمالي اين درگيري هنوز خبري در دست نيست.
گفته مي شود؛ دولت حامدكرزي، در برابر اين فجايع، همچنان سياست سكوت و بي تفاوتي معناداري را در پيش گرفته و تاكنون كدام اقدام موثر در جلوگيري از كشتار وآوارگي باشندگان بي دفاع محلي اين مناطق از هزاره جات به دست مهاجمان طرفدار كوچي انجام نداده است.! اين در حالي است كه به گفته اي بسياري از تحليل گران آگاه، نيروهاي طالبان و القاعده در اين فجايع دست دارند.!

ستاد خبري واطلاع رساني موسسه علمي فرهنگي افق نوين
30/4/87

۱۳۸۷ مرداد ۴, جمعه

باز هم به جنایت طالبان ...

ننگ بشریت
بازهم جنایت موحش از طالبان
حیوانات عصر حجر بازهم دو هموطن ما را گردن بریدند
سه شنبه 1 ژوئيه 2008, نويسنده: سليم

۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه

اين دزد سر گردنه کيست؟

اين دزد سر گردنه کيست؟
امروز دوزخ فردا کدام بهشت؟
کابل پرس: يونس قانونی يکی از متهمان اصلی نقض حقوق بشر در افغانستان و متهم به اختلاس بيست و پنج ميليون دالر آمريکايی کیست که هرگاه صدای مردم گرسنه و زخمی افغانستان در پارلمان بلند می شود، مانع شده و آن را سرکوب می کند؟ مگر پارلمان افغانستان محلی برای بازتاب مطالبات و خواسته های مردم نيست و مگر باید چند دزد و آدمکش و قاچاقچی مواد مخدر، برای پیش بردن اهداف ضد مردمی خود، هر چه خواستند بگویند و انجام دهند؟ بخورند و بخوابند و طرح های ضد مردمی را تصويب کرده و در جنایت و زد و بند و اختلاس و چور و چپاول دارايی های مردم دست باز داشته باشند؟
یونس قانونی اينبار نيز با تاختن به وکيل مردم رمضان بشردوست و توهين و تحقير او، لکه ی ننگ ديگری به کارنامه ی خود اضافه کرد و باز هم ثابت کرد که درد و رنج و گرسنگی مردم برايش اهميتی نداشته و فقط و فقط در سودای پول و قدرت است.
کارتون از عتيق شاهد
يونس قانونی[ایشان از قوم تاجیک مورد حمایت ایران می باشد] در حالی به رمضان بشردوست می تازد و توهين و تحقير می کند که او صدای مردم گرسنه را بازتاب می داد که مردم از گرسنگی علف می خورند، معلول و معيوب مملکت ماهی 400 افغانی معاش دارد و قيمت يک بوجی آرد 5 برابر آن است. يونس قانونی مسوول امنيتی را می خواهد و بشردوست را از پارلمان اخراج می کند.